رادیکال

روزنوشت های رادیکالی روحی که دیوانه پرواز بود

رادیکال

روزنوشت های رادیکالی روحی که دیوانه پرواز بود

رادیکال

زیر رادیکال محبوس می مانیم تا جان دهیم!!
زاده می شویم نفر به نفر، شماره می شویم ، برخی را داخل پرانتز، عده ای را داخل آکولاد و کروشه ، و بعضی را مثل من به زیر رادیکال می برند، چون نمی خواهند جذری داشته باشیم، ماندگار مان می کنند،تا بی جان خارج مان کنند و باز این چرخه ادامه دارد، پس یادم بماند تصویر کلوزآپ یک قبر خالی و تاریک همیشه جلوی چشمم باشد، تا یادم نرود در این دنیا حرص چه چیزهایی را بخورم، سنگ چه کسانی را به سینه بزنم، چه چیزها و کسانی را دوست داشته باشم

بایگانی
  • ۰
  • ۰

هنوزم باورم نشده کسی که منتظر بودم اخر هفته ببینمشُ کلاس جدیدم باهاش شروع بشه الان زیر خروارها خاک خوابیده. جای خالی استاد فازیم، دسته گلی که بجاش رو صندلی اتاقش بود روح و روان به هم ریخته ام بیشتر از هر وقت دیگه ای ریخت به هم. کسی که با کمک هاش از زمان مصاحبه کنکور تا ترمی که باهاش درس داشتم بیشتر از یک استاد برام زحمت کشید، بیشتر از یک استاد هوامو داشت. حالا گذشته از درد غربت، سختی طی کردن این ۱۰۰۰ کیلومتر لعنتی مسیر رساله ام هم عوض شد. من موندم با مقاله های بی سرانجام، با پژوهش های نیمه کاره، با واحدهایی که معلوم نیست با چه استادی ارائه بشه، انگار تا حالا هرچه رشته بودم پنبه شد. هر موقع عزممو جزم کردم کاری کنم خدا گذاشت تو کاسه ام گفت حالا چی... لعنت به این همه بدبیاری، لعنت به این کابوس ۲۰ساله ی بی سرانجام که تمومی نداره. دیگه تحمل این یکیش رو نداشتم....

  • ۹۶/۱۱/۲۵
  • تاج بی بی