کودکی که میان روزهای بزرگسالیش گم شده و بزرگسالی که جایی میان کودکی که هیچگاه تجربه نکرده جا مانده

من کیم؟

دخترکی سفید روی در دنیای یخ زده ی ارزوهایش فراری از نقش اول تمام قصه های عاشقانه

من کیم؟

گاهی شاخه گلی درون گلدان کوچک فیروزه ای رو طاقچه یه خونه دنج قدیمی و گاهی خاری زیر پای تمام دلبستگی های زودگذر

من کیم؟

پرنده ای تیز بال برای اوج گرفتن با دلهره ی سنگین بر زمین افتادن

من کیم؟

یک گذر موقت برای رفع خستگی تمام آدمهای دور و برم بی چشم داشت

من کیم؟

کودکی بزرگسال میان کابوس های دردناک شبانه اش

من کیم؟

فکر بلندی که به عشق رسیدن به اسمان قد کشید حالا روی برگشت به زمین را ندارد

من کیم؟

یک اغاز بی نهایت 

و

شاید یک صفر مطلق

من کیم؟

دخترکی تنها با بیشترین دایره رابطه اجتماعی ، آدمکی ترسو به زئم همه شجاع، فرزند بزرگ خانواده کوچکمان، یک دختر، یک خواهر 

من کیم؟

یک آدم قانونمند وسط اجتماعی که جز قانون جنگل چیزی نمی فهمه.

من کیم؟

 یه موجود ترسو که آغاز دهه چهارم زندگیش تصمیم گرفته ترسهاش رو کنار بذاره راه هایی رو بره که عمریه جرات نکرده بره، حرفهایی رو بزنه که یک عمره سانسور کرده.

من کیم؟

بیرون از اینجا مهندسیم در حال دکتر شدن، با سواد و کاربلد پشتیبان نرم افزاری سراسر از باگ، کارمند دون پایه شرکتی که هر ۶ماه یکبار حقوق می دهد،  اما اینجا خودمم بدون روتوش، بدون ترس  یک مهندس از نوع کامپیوترش، از نوع بیکارش، از نوع ایرانی و بی سوادش، از نوع دانشگاه آزاده غیر اسلامیش که این روزها مشغول خواندن دکتراست به امید روزهای بهتر 

من کیم؟

می تونم هر کسی باشم بستگی به این داره که شما کی باشید؟

شما کی هستید؟